صفحه اول
می 17, 2008 at 7:54 ق.ظ | In خاطرات |Tags: Add new tag, خاطرات
چند وقتي هست كه مي خوام شروع كنم به نوشتن. راستش اين بلاگ رو خيلي قبل تر راه انداخته بودم و توش هم مطلب گذاشته بودم. مطالبي كه بيشتر از جاهاي ديگه برمي داشتم. اصلا اول اول نيتم هم همين بود كه چيزهايي كه تو وب ميبينم و مي خونم و اينجا بزارم.
خب يه مدتي هم اين كار رو كردم و بعد ديگه خود به خود تعطيل شد. تا اينكه كار جديدم و شروع كردم. تو روابط عمومي آستان قدس. اينجا (چون الان هم دارم كار ميكنم پس اينجا) بود كه شروع كردم به نوشتن. هرچند نوشته هام جدي نيست ولي خب به هرحال نوشته است ديگه.
خلاصه اين شد كه هوس كردم بنويسم. يعني خودم بنويسم. دلم مي خواست يه جايي باشه كه هيچ كس نخونش. هيچ كس هم خبردار نشه. آدرس اينجا رو هم به كسي نمي دم. اينجا برام مثل دفتر خاطرات خواهد شد كه بيشتر حرفهامو توش مي زنم.
الان هم كه شروع كردم و دارم اينا رو مي نويسم تو اتحاديه صادركنندگان استان دارم كار مي كنم. از اول ماه قرار شده كه ديگه پاره وقت بيام اينجا.
امروز مجمع عمومي اتحاديه است. يعني تقريبا ۳ ساعت ديگه شروع ميشه و كلي كار ريخته دور و بر. هرچند من به راحتي از گيرشون در ميرم ولي به هرحال به خاطر اين مجمع مجبور شدم امروز آستان قدس رو بيارم صبح و بعد از ظهر ديگه نرم اونجا.
خب اينم از صفحه اول دفتر خاطرات الكترونيكيم.
هنوز نظری داده نشده »
RSS برای دیدگاههای این نوشته. آدرس دنبالک
دیدگاهتان را بنویسید:
وبلاگ روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.




