صفحه هشتم- امتحان نامه
ژوئن 10, 2008 at 9:55 ق.ظ | In خاطرات | Leave a Comment
ما مي تركانيم. ما امتحان مي دهيم باقلوا.
ديروز امتحان دوم رو هم دادم و آخريش هم رفت تا 5 تير.
امتحان اول بدك نبود. با اينكه خيلي درس مزخرفي بود ولي فكر كنم نمره رو بگيرم. ولي اين مديريت مالي ، باباي منو در آورده. منم اين دفعه رفتم تلافي. توي كل زمان امتحان يا ديوار رو نگاه مي كردم يا بقيه بچه هايي كه داشتن امتحان مي دادن. خيلي با حال بود. همه شديدا در حال تفكر بودن و من فقط نگاه شون مي كردم. آخر كار هم ديگه داشت حوصله ام سر مي رفت يه نامه با حال نوشتم براي استاد. گفتم بهش كه سر جلسه حوصله ام سر رفته براي همين براتون نامه نوشتم.
يه امتحان هم 22 خرداد داشتم. جالب بود كه كتابش رو بيستم خريدم و مي خواستم شروع كنم به خوندم كه ديدم تو تابلو آموزش زدن اين درس مخصوص ورودي هاي جديد و وروديهاي قبلي لازم نيست اين درس رو پاس كنن. اين هم از هداياي ويژه سيستم انتخاب واحد اينترنتي دانشگاه ست . دانشگاهي كه مسئول رشته مون موقع امضاء برگه انتخاب واحد فقط غلط هاي املايي رو ميگيره و به هيچ چيز ديگه كار نداره. سال پيش يكي از دوستام يه درس رو دوباره برداشته بود، هيچكس هم نفهميده بود. شب امتحان مي گفت ديدم مطالب برام آشناست. يه كم بيشتر كه خوندم يادم اومده كه دو ترم پيش اين واحد رو پاس كردم.
از امروز قراره شبها كه ميام خونه بشينم دوساعت بخونم براي امتحان پنجم تير. ولي اين قرارها هم مثل مهريه ميمونه.كي گذاشته كي عمل كرده حالا، يه چيزي گفتم كه گفته باشم. اون روز هم ميرم يه نامه ديگه مي نويسم براي استاد گرامي با هم بخنديم. طفلك بعد از تصحيح كلي برگه بايد يه زنگ تفريح هم داشته باشه. اين دفعه مي خوام براش از اس ام اس هاي جديد چندتا بنويسم حالشو ببره.
No Comments Yet »
RSS برای دیدگاههای این نوشته. آدرس دنبالک
دیدگاهتان را بنویسید:
وبلاگ روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.




